تبلیغات

.

.

.

.

.

 











< اهورامزدا - سرود رهایی - رباعیات عمر خیام
رباعیات عمر خیام | ,

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری - فیلسوف - منجم - ریاضی دان - عالم فرهیخته - دانشمند ایرانی

دمی با حکیم فرزانه , عمر خیام نیشابوری , فیلسوف بزرگ مشرق زمین

 

      هر روز که آفتاب بر می آید                       یک روز ز عمر ما بسر می آید

هر صبح که نقد عمر ما میدزدد                   دزدیست که با مشعل در می آید

رباعیات جهانی عمر خیام

روزگار دهشتناک خیام فیلسوف

خیام بدون تردید یکی از دانشمندان ,  فیلسوفان و ستاره شناسان بزرگ ایران و جهان است که جهان امروز پس از حدود 900 سال هنوز از بزرگی او سخنهای بسیاری گفته است و نامش در تمامی کشورهای جهان شنیده می شود . خیام همدوره نظام الملک و حسن صباح بود . او در ریاضیات نجوم و فلسفه از همه روزگار خود بالاتر بود . همروزگاران وی , اور را امام , حجه الحق , فیلسوف عالم , سید الحکما المشرق و المغرب , دستور و . . . نامیده بودند . متاسفانه برخی افراد که با عقاید بزرگ وی مشکل دارند وی را با لقب شاعر خطاب میکنند . در حالیکه رباعیات وی آخرین برگ زرین ( ریاضیات - نجوم - فلسفه - عرفان و . . . ) زندگی اش است و اینکه وی برای بکار بردن اندیشه و فلسفه نیک زندگی کردن از رباعیات شیرین و زیبای خود بهره برده است . علم ریاضیات و نجوم وی زبان زد روزگار بوده است و نامیدن وی با لقب شاعر نشان از کوته نگری برخی از ما ایرانیان دارد . او زمانی لب بر سخن گشود که بزرگان اسلامی جرات سخن گفتن نداشتند و افراد برجسته اسلامی مانند : شهاب الدین سهروردی و عین القضاه همدانی برای ابراز عقیده خود که تنها کمی با عقاید مسلمانان مقدس نما متفاوت بوده است تکه تکه میشوند و یا به آتش کشیده میشدند . حتی امام محمد غزالی نیز همزمان با خیام بود که او نیز از بزرگان اسلام به حساب می آید و کتابهای مفیدی در تکمیل و گسترش قوانین اسلامی نگاشته است . با اینحال چندین بار کتابهای امام محمد غزالی در بلاد غرب بدلیل کفر به اسلام به آتش کشیده میشود و وی را کافر مینامند . امام غزالی بر این باور بود که اگر شخصی یهودی بوده است تنها به این دلیل است که در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و اگر کسی مسلمان است به همین دلیل است . پس دین او ارزشی ندارد . پس زمانی دین او ارزش پیدا میکند که او عقاید خانواده و آموزش های آنان را بکنار گذارد و خود شخصا برای انتخاب دین نیک تلاش و پژوهش کند و بهترین را از دید خود انتخاب نماید . برای بیان این سخنان او را کافر نامیدند . یک قرن پیش از خیام منصور حلاج که از اندیشمندان ایرانی بود به دار آویخته شد و بدنش تکه تکه گردید . قبل از وی بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی توسط خلیفه عباسی تکه تکه شد و بعد از وی مازیار که از خاندان اصیل ایرانی بود توسط تازیان تکه تکه گردید و دهها نمونه دیگر . با این تفاصیل از فضای وحشت و غارت گری و تقدس ویرانگر و عقب افتاده گی های فکری اعراب در ایران فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی ظاهری میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت - زندگی ساده - خداباوری - دوری از هرزگی و زندگی مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران کمی عصبی , گوشه گیر و آرام بوده است . میتوان دلیل این اخلاق او را در این سخن برنارد شاو دید :

از برناردشاو پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای ؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم

خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . خیام در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرسود حیات گفت .

  آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری - این بنا به فرمان رضا شاه بزرگ ساخته شد و فرهیختگان و بزرگان ایران در ساخت آن همکاری گسترده ای نمودند


شرح زیر درباره خیامی بقلم میرزا محمدخان قزوینی آمده است:
خواجه امام عمرخیامی ابوالفتح بن ابراهیم الخیامی او الخیام النیسابوری از مشاهیر حکماء و ریاضیین اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجری و یکی از مفاخر بزرگ ایران است ولی شهرت فوق العادهای که در بلاد شرق و در این اواخر در اروپا و آمریکا بهم رسانیده همانا بیشتر یا فقط بواسطه رباعیات حکمت آمیزی است که دراوقات فراغت تفریح خاطر را این دانشمند می سرود و سایر فضائل ومناقب او در تحت الشعاع شعر مستور مانده است. با توجه به تحقیقات جامع پروفسور ادوارد براون معلوم میگردد که اولا لقب او در غالب کتب عربی که متضمن ترجمه حال اوست و همچنین در صدر رساله جبرو مقابله او خیامی است با یاء نسبت و در غالب کتب فارسی و در رباعیات خود او همیشه خیام بدون یاء نسبت آمده پس هر دو شکل صحیح است و صحت هرکدام باعث بطلان دیگری نیست و اختلاف تعبیر برحسب اختلاف زبان عربی و فارسی است. ثانیا کتبی که در آنها ذکری ازعمرخیامی شده است خواه متضمن ترجمه حال او بوده یا فقط اشاره ای بنام او شده باشد برحسب ترتیب زمانی از قرار ذیل است: قدیمی ترین کتابی که ذکری از عمرخیام نموده چهارمقاله عروضی سمرقندی معاصر خیام بوده و در سنه 506. ق در بلخ ( از شهرهای خراسان بزرگ که امروزه در افغانستان است ) در مجلس انس بخدمت او رسیده است و در سنه 530 ه . ق. در نیشابور قبر او را زیارت کرده و دو حکایت را که در باب عمرخیامی ذکر میکند اصح و اقدم مآخذ ترجمه حال اوست. بعد از چهارمقاله اقدم مواضعی که نامی ازعمرخیامی در آن برده شده است در اشعار خاقانی شروانی است که به اصح اقوال در سنه 595 ه . ق. وفات یافته است در یکی از قصاید خود گوید:

زان عقل بدو گفت که ای عمرعثمان                   هم عمر خیامی و هم عمر خطاب

یعنی در علم هم دارای اولین مرتبهای مانند عمرخیامی و هم در عدل صاحب برترین درجه چون عمربن خطاب. بعد از اشعار خاقانی شیخ نجم الدین ابوبکر رازی معروف به دایه در کتاب مرصادالعباد که بسنه 620 ه . ق تالیف شده است بتقریبی ذکری از عمر خیامی نموده و عین عبارتش این است: .. معلوم که روح پاک علوی و روحانی را درصورت خاک سفلی ظلمانی کشیدن چه حکمت بود و باز مفارقت دادن وقطع تعلق روح از قالب کردن و خرابی صورت چراست و باز در حشرقالب را نشرکردن و کسوت روح ساختن سبب چیست آنکه از زمره اولئک کلا انعام بل هم اضل بیرون آید و بمرتبه انسانی رسد و از حجاب غفلت یعلمون ظاهرا من الحیوة الدنیا و هم عنالآخرة غافلون خلاص یابد وقدم بذوق و شوق در راه سلوک نهد و آن بیچاره فلسفی و دهری وطبایعی که از این هر دو مقام محرومند و سرگشته و گمگشته تا یکی رااز فضلاء که بنزد ایشان بفضل و حکمت و کیاست و معرفت مشهور است و آن عمرخیامی است از غایت حیرت این بیت می باید گفت:

در دایرهای کآمدن و رفتن ماست                      آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی درین عالم راست                      کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست.

دارنده چو ترکیب طبایع آراست                  باز از چه قبل فکند اندر کم و کاست
گر زشت آمد پس این صور عیب کراست                  ور نیک آمد خرابی از بهر چراست.

خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .

 

خیام از دید بزرگان ایرانی و جهان

ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .

عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .

ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .

زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .

قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .

عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .

اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .

محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .

معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .

 

خیام و دین

فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت ,  کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که  بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :

 

می میخورم و مخالفان از چپ و راست                    گویند مخور باده که دین را اعداست

چون دانستم می عدو دین است                   والله بخورم خون عدو را که رواست

 

 ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم                    با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان                     انصاف بده کدام خونخوار تریم

 

خیام که کوزه در سبو کرد آخر                 کار همه عاشقان نکو کرد آخر

افسار نماز و پوزه بند روزه                   از گردن این خران فرو کرد آخر

 

گویند مخور "می" که به شعبان نه رواست                        نه نیز رجب که آن مه خاص خداست

شعبان و رجب مه خدایست و رسول                             "می" در رمضان خوریم که آن خواصه ماست

 

تو غره بدانی که می نخوری                       صد کار کنی که می غلام است آنرا

 

تا توانی خدمت رندان کن              بنیاد نماز و روزه ویران کن

بشنو سخن راست ز خیام عمر                   می خور و ره زن و احسان کن

 

تا چند زنم بروی دریاها خشت                  بیزا شدم ز بت پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود ؟                  که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت ؟

 

ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت                 ما اهل جحیمیم ( جهنم ) و شما اهل بهشت

تقصیر من از روز ازل چیست ؟ بگو                    نقاش چنین بلوح تقدیر نوشت

 

رباعیات خیام در جهان

گفتار فلسفی این بزرگ مرد ایرانی در جهان امروز به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و  در بسیاری از دانشگاه معتبر جهان کتب وی تدریس می شود . به راستی جهان به این پیر خرد ایرانی میبالد .

پرفسور آرتور کریستن سن از میان 1213 رباعی موجود در کتابخانه های جهانی بریتانیا - ملی پاریس - برلن - لنین گراد اکسفرد و کلکته و نسخه های خطی مونس الاحرار که ننسوب به خیام فیلسوف است تنها 121 رباعی را متعلق به خیام میداند .

مرحوم صادق هدایت نیز در سال 1313 دست به تحقیقات وسیعی درباره خیام زد . وی رباعیات اصلی را با مدارک جمع آوری نمود و چاپ کرد .

مرحوم فروغی نیز در سال 1320 کارهای بسیار مفید برای انتخاب رباعیات حقیقی خیام انجام داد و به چاپ رساند .

تا سال 1960 نیز بیش از 3000 کتاب و رساله درباره خیام نوشته شده است .

آقای مینویی مقالات به چاپ رسیده شده درباره خیام را تا سال 1929 بیش از 1500 مقاله میداند که فقط در آمریکا شمالی و اروپا چاپ شده است . که امروزه هزاران برابر این آمار است .

منظومه فیتز جرالد ( 1875 ) که توسط این فرد انگلیسی جمع آوری شد را میتوان نخستین اثر جهانی از خیام دانست که تبلیغ وسیعی در جهان توسط منظومه او انجام شد .

استاد سعید نفیسی پس از تحقیقات وسیعی درباره خیام گفت رباعیات خیام تا سال 1925 :

سی و دو بار انگلیسی  - شانزده بار فرانسوی  - یازده بار اردو  - دوازده بار آلمانی  - چهار بار روسی  - چهار بار ترکی  - پنج بار ایتالیایی - هشت بار عربی  و چند بار به ارمنی و سوئدی و دانمارکی ترجمه شد و تا امرزو ثابت شده است که رباعیاتش به تمام زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است . رباعیات جهانی خیام نام و فرهنگ ایران را برای ابدیت زنده نگه داشته است . تندیس این بزرگ مرد ایرانی , اسطوره مشرق زمین در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب گردیده  است و حسین فخیمی مسئول ساخت این تندیس شده بود . هر ساله در 28 اردیبهشت ماه یاد و گرامیداشت او در نیشابور برقرار میگردد و مردم بسیاری از شهرهای گوناگون بر مزار پاک این فیلسوف , عارف و ستاره شناس بزرگ ایرانی گردهم می آیند . یادش گرامی . روحش شاد .

سنگ آرامگاه حیکم فرزانه عمر خیام نیشابوری

سنگ آرامگه عمر خیام در نیشابور خراسان - کل مقبره باشکوه این بزرگ مرد تاریخ به فرمان رضا شاه ساخته شد . آرامگاه بزرگان دیگری همچون عطار عارف نامدار و کمال الملک نیز در کنار آرامگاه خیام می باشد .

پروژه ساخت بزرگ ترین مرکز ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف

در عکس شبیه سازی شده بالا پروژه افلاک نما خیام دیده می شود . به همت مردم و دولت , بزرگ ترین پایگاه ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف در حال ساخت است . بیشتر هزینه این طرح بزرگ را یک ایرانی نیکوکار بر عهده گرفته است . این حرکت بزرگ به پاس گرامی داشت حکیم فرزانه در حال انجام است تا یادش برای ابد گرامی داشته شود .  که تا کنون حدود نیمی از این پروژه اجرا شده است . در عکس زیر مرحله ساخت آن در سال 86 دیده می شود .

پروژه ساخت ستاره شناسی خاورمیانه در نیشابور . افلاک نما

 

In childhood we strove to go to school,
Our turn to teach, joyous as a rule
The end of the story is sad and cruel
From dust we came, and gone with winds cool.

یک  چند  بکودکی  باسـتاد شدیم                               یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید                            از  خاک  در  آمدیم  و بر باد شدیم

Heaven is incomplete without a heavenly romance
Let a glass of wine be my present circumstance
Take what is here now, let go of a promised chance
A drumbeat is best heard from a distance.

گویند  کسان  بهشت  با  حور  خوش اسـت                               مـن   میگویم   کـه   آب  انگور  خوش  اسـت

این  نـقد  بگیر  و  دست  از  آن  نـسیه  بدار                               کاواز   دهـل   شنیدن  از  دور  خوش  اسـت

This Old World we've named Cosmos by mistake
Is the graveyard of nights & days, no more awake
And a feast that hundred Jamshid's did break
And a throne that hundred Bahram's did make.

این  کهنـه  رباط  را  که  عالم  نام اسـت                                   و   آرامگـه   ابلـق   صبح  و  شام  اسـت

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است                                 قصریسـت  که  تکیه‌گاه صد بهرام است

This clay pot like a lover once in heat
A lock of hair his senses did defeat
The handle that has made the bottleneck its own seat
Was once the embrace of a lover that entreat.

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است                                  در   بـند   سر   زلف   نـگاری   بوده‌سـت

این   دستـه  کـه  بر  گردن  او  می‌بینی                                 دستی‌ست  که  برگردن یاری بوده‌ست

The palace where Jamshid held his cup
The doe and the fox now rest and sup
Bahram who hunted game non-stop
Was hunted by death when his time was up.

آن  قصر  که  جمشید در او جام گرفـت                          آهو   بـچـه   کرد   و   شیر  آرام  گرفـت

بـهرام  کـه  گور  می‌گرفتی  همه  عمر                          دیدی   کـه   چگونه   گور  بهرام  گرفـت

Alas the youthful fire is a dying ember
The spring of life has reached December
What is termed youth, I vaguely remember
But know not whence and how from life's chamber.

افـسوس  که  نامه  جوانی  طی  شد                        و   آن   تازه   بـهار  زندگانی  دی  شد

آن  مرغ  طرب  که  نام  او  بود شـباب                             افـسوس  ندانم  که کی آمد کی شد

Those who went in pursuit of knowledge
Soared up so high, stretched the edge
Were still encaged by the same dark hedge
Brought us some tales ere life to death pledge.

آنانکـه    مـحیط    فـضـل   و   آداب   شدند                         در   جمـع   کـمال   شمع  اصـحاب  شدند

ره    زین    شـب    تاریک    نـبردند    برون                        گفتـند   فـسانـه‌ای   و   در   خواب  شدند

O friend, for the morrow let us not worry
This moment we have now, let us not hurry
When our time comes, we shall not tarry
With seven thousand-year-olds, our burden carry.

ای  دوست بیا تا غم فردا نخوریم                           وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا  کـه  ازین  دیر  فـنا  درگذریم                          با هفت هزار سالگان سر بسریم

Khayyam, if you are intoxicated with wine, enjoy!
If you are seated with a lover of thine, enjoy!
In the end, the Void the whole world employ
Imagine thou art not, while waiting in line, enjoy!

خیام  اگر  ز باده مستی خوش باش                            با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است                                 انگار که نیستی چو هستی خوش باش

All my companions, one by one died
With Angel of Death they now reside
In the banquette of life same wine we tried
A few cups back, they fell to the side.

یاران موافق همه از دست شدند                                در پای اجل یكان یكان پست شدند

خوردیم ز یك شراب در مجلس عمر                                  دوری دو سه بیشتر ز ما مست شدند

The hands of fate play our game
We the players are given a name
Some are tame, others gain fame
Yet in the end, we're all the same.

ما لعبت كانیم و فلك لعبت باز                                از روی حقیقتی نه از روی مجاز

یك چند در این بساط بازی كردیم                           رفتیم به صندوق عدم یك یك باز

The caravan of life shall always pass
Beware that is fresh as sweet young grass
Let's not worry about what tomorrow will amass
Fill my cup again, this night will pass, alas.

این   قافله   عمر  عجـب  میگذرد                            دریاب  دمی  کـه با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری                               پیش  آر پیاله را که شب میگذرد



نوشته شده توسط فرید.... غربت من تنها سایبانی کوچک بر گرده راهی متروک ....... در جمعه 30 تیر 1385
نوشته های پیشین
+ پیی بلین+ خاک پاک کردستان من + بذر محبت بین هم بپاشید+ آهنگ گروه کامکار و آهنگ سهراب اسدی + سیزده بدر-سیزده نحس نیست!+ ششم فروردین زادروز زرتشت فرخنده باد+ نوروز ۲۷۱۰+ دهان دختر زیبا تهی ز دندان است+ ســـوار خواهـــد آمد+ چه‌ نسلی بودیم ما! + سرود ملی و پرچم کوردها + «لالایی»+ مبارزه جوانان کورد با زره پوشها ترکیه + معشوق من+ دانلود ۳ فیلم زیبا و پر معنای بهمن قبادی+ سرو ابرکوه یزد+ آلبوم جدید و زیبای شكیلا با نام مژده ی آزادی+ کردانه + ..+ آهنگ کردی وصال باصدای شهرام ناظری+ هیلا صدیقی+ شب یلدا + در سرزمین آیاریی من + روزه زرتشتیان+ کانی ئاسمان+ عدنان کریم و به‌هجه‌ت یه‌حیا + پراکندگی کردها+ تظاهرات وسیع در شهر های کردستان علیه اعدام فتاحیان+ بیایید به خشت خشت ِ اثارگذشتگان احترام بگذاریم + کعبه زرتشت ?

صفحات: